کلمه به کلمه

به خودم گفتم تو حاملگی کن درد با من.........

«ای خداوند بر من کرم‌ فرما زیرا که پژمرده ام! ای خداوند! مرا شفا ده زیرا که استخوان‌هایم مضطرب است‌.»

روی تختم دراز کشیدم، داشتم نیویورکر میخوندم، همون که رو جلدش کاریکاتور ترامپ هست که وسط یه باتلاق با مار و تمساح ها داره گلف بازی میکنه. یه داستان با اسم صف طولانی بود، که خودش میشه گفت داستان بلندی بود. بلند شدم و رفتم رو سنگ توالت نشستم و بقیه‌اش رو اونجا خوندم. کارم که تموم شد فهمیدم دارم پریود میشم. دور و برم پر از کتابه، اخلاق نیکوماخوسی، سلاخ خانه شماره پنج، سمک عیار، مجموعه داستان کوتاه ویولون زن یکدست. و تو دلم، خدا میدونه تو دلم چه خبره... اگه همین الان بیفتم و بمیرم، اگه یه کارآگاه بیاد بالای سرم به لیست کتابها نگاه می‌ندازه با خودش میگه کدوم یکی از اینا مرتکب قتل شدند؟ بعد دست خالی برمیگرده، منو می‌ندازن تو یه چاه عمیق و روم خاک می‌ریزن و بعد همگی میرن با هم تو یه رستوران ناهار بخورن. با اینکه غذای مرده بهشون نمی چسبه دولپی میخورن، احتمالاً مامانم چشماش قد عدس شده، بابام هم تو شوکه و با صدای رنجیده از مهمون‌ها می‌خواد به خودشون برسن، کارآگاه میاد کنار دستشون و میگه: قربان باید به اطلاعتان برسونم که دخترتون از زور بی کله‌گی مرده...
بعدم کلاه نامرئیش رو میزاره سرش (برای اینکه این زمونه کارآگاه ها دیگه کلاه نمی پوشن) و پس پسکی میزنه به چاک.
اما تو دلم...شرط میبندم اون زیر خاک هم برام هیچ چیزی فرق نکرده، فقط این واقعیت که جام تنگه چون یک عالمه خاک ریختن روم و برای اطمینان قراره بیان سیمان هم بریزن. باعث خوشبختیه که اگه تو قسمت ستاره های هالیوود اسمم رو تو سیمان نکندن. این یه گوشه جا رو بهم اختصاص دادن. یک کمی تنگه ولی بالاخره حس می‌کنم بازی رو بردم و یه تیکه جا تو خاک قسمتم شده، هر چند زیرزمینه ولی خوب من دیگه نفس نمیکشم و دردسرای قبلی رو ندارم میتونم با همین هم سر کنم. در ثانی تو دلم هیچی عوض نشده، قبلش هم تو جهنم بودم...

«از ناله‌ی خود وامانده‌ام! تمامی شب تختخواب خود را غرق می‌کنم، و بستر خویش را به اشک‌ها تر می‌سازم!»

اینم مرحمت خداست، اونقدری که روی تختم، دردناک و آزرده دراز کشیدم و به خدای داوود دعا کردم. بالاخره صدام شنیده شد. هر چی باشه خدا با صابرینه.

پ.ن: دعا از مزامیر داوود است.


برچسب‌ها: من
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۸/۰۵/۲۸ساعت 15:21  توسط نجمه خادم  |