ای سرو بالای سهی کز صورت حال آگهی وز هر که در عالم بهی ما نیز هم بدنیستـــــیم
گفتی برنگ من گلی هرگز نبیند بلبلی آری نکو گفتی ولی ما نیز هم بد نیستــــــــیم
تا چند گویی ما و بس کوته کن ای رعنا و بس نه خود تویی زیبا و بس ما نیز هم بد نیستیم
ای شاهد هر مجلسی و آرام جان هر کسی گر دوستان داری بسی ما نیز هم بد نیستـیم
گفتی که چون من در زمین دیگر نباشد آدمی ای جان و لطف مردمی ما نیز هم بدنیستــیم
گر گلشن خوشبو توئی ور بلبل خوشگو توئی ور در جهان نیکو توئی ما نیز هم بد نیستـــیم
گوئی چه شد کان سروبن باما نمی گویدسخن گو بی وفایی بر مکن ما نیز هم بد نیستــــیم
گر تو بحسن افسانه ای یا گوهر یکدانه ای از ماجرا بیگانه ای ما نیز هم بد نیستــــــــــیم
ای در دل ما داغ تو تا کی فریب و لاغ تو گر به بود در باغ تو ما نیز هم بد نیستــــــــیـم
شعر:سعدی..............عکس :minor white
پ.ن:این مدت فشار زیادی روم بود...ملتهب و سرگردان بودم....خشمگین و بیزار....حتی تصمیم گرفته بودم دیگه ننویسم....ولی بالاخره شیخ شیراز به فریادم رسید....امیدوارم یه روزی همه ی اینا بگذره و بتونم بی هیچ نگرانی ای بنویسم که چه بر سرم اومد....خلاصه ما نیز هم بد نیستیم.....!!!