یادمه امتحان خرداد سوم راهنمایی رو داده بودیم و تو کوچه جلو آپارتمانمون با بچه ها نشسته بودیم...که یهو دیدیم یکی از پسرای کوچولوی ساختمون بغلیمون که شهرستانی بودن با یه پلاستیک پر از لباس، زیر بغلش از وسط درختای کاج داد زد : هی شهریا خدافظ ما رفتیم دهمون...!!!!!
برچسبها: امتحان
این یکی از قشنگ ترین و مشنگ ترین صحنه هایی بوده که تو زندگیم دیدم تا حالا...منم حالا یکی دو روز دیگه مرخص می شم...و از هم اکنون داد می زنم : هی پایتختی ها ما رفتیم دهمون...
برچسبها: امتحان
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۶/۱۲/۲۳ساعت 16:4  توسط نجمه خادم
|