تبليغاتX
قربانی شماره 14 - چرا نگاه نکردم؟

قربانی شماره 14

به خودم گفتم تو حاملگی کن درد با من.........

وقتی داری چیزی رو می پسندی،می پذیری...یا همه قبولش دارن و برات کف می زنن...یا اونقدر مخالف ان که حتی جوابت رو هم نمی دن...نهایتش خیلی لطف کنن..با خشم و غضب یه برو به درک! حواله ات می کنن...بالاخره تصمیمت رو می گیری و از اون پس اسیر انتخابت می شی...و شاید برگردی پشت سرت و ....

ــ امیدوارم چیزی رو از دست نداده باشی...

ــ زیاد غصه نخور شاید اون خوشبختیهای وعده داده شده از سر تو زیادی بوده اند...

ــ ولش کن گزینه های دیگه هم همچین آشی نبودن...

ــ احساستو گم کردی؟

ــ امیدوارم چیزیو از دس نداده باشی...

ــ نجمه یه زمستون با یه غار گرم می خوای؟

ــ اتفاق عجیبی نیفتاده...مث همیشه...

شرمین می گه : آروم شدی...و این به نظرم از خوشحالی و آرامش باشه نه افسردگی...بهش لبخند می زنم و باز به حرف زدن با خودم ادامه می دم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 15:18  توسط نجمه  |